السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
44
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
رسول وساير أئمة أطهار صلوات الله عليهم أجمعين كه از قبور منوره ايشان برداشته شده باشد وحرام است تنجيس آن تربتها وفرق نيست در تربت حضرت سيد الشهداء أرواحنا فداه كه از قبر شريف آن مظلوم برداشته باشند يا آنكه از خارج آورده وبه قصد تبرك واستشفاء بر قبر مطهر گذاشته باشند وهم چنين است تسبيح وتربتى كه گرفته مىشود به قصد تبرك وبه جهت نماز ( مسألة 26 ) هر گاه ورق قرآن يا غير آن از چيزهاى محترم در بيت الخلا يا در بالوعه واقع شد واجب است بيرون آوردن آن اگر چه با جرت باشد واگر ممكن نشد بيرون آوردن پس أحوط وأولى آنست كه در آن را به بندند وديگر در آن تخلى نكنند تا مضمحل شود ( مسألة 27 ) نجس كردن قرآن غير باعث ضمان نقص آن است كه از تطهير آن حاصل مىشود ( مسألة 28 ) وجوب تطهير قرآن كفائي است پس مختص نيست به كسى كه آن را نجس كرده واگر تطهير آن مستلزم صرف مال باشد واجب است وضامن نيست آنكه آن را نجس كرده هر گاه مال غير نباشد واگر چه أو سبب شده از براي تكليف صرف كردن مال وهم چنين است اگر قرآن را در بالوعه افكنده باشد كه بيرون آوردن آن واجب است بر هر كسى واگر چه اخراج مؤنه لازم داشته باشد پس اگر كسى مالي صرف كرد وآن را بيرون آورد واجب نيست بر آن كسى كه افكنده است غرامت بكشد به جهت آنكه اين ضررى است كه از قبل تكليف شرعي آمده است واحتمال مىرود كه همان كسى كه انداخته وسبب شده ضامن باشد چنانچه بعضي گفته اند بلكه گفته شده است كه اخراج آن بر خصوص همان كسى كه انداخته واجب است واگر امتناع كند حاكم شرع أو را اجبار بر آن كند يا آنكه كسى را براي اخراج آن أجير كند واجرت آن را از آن شخص بگيرد ( مسألة 29 ) اگر قرآني كه نجس شده است مال غير باشد آيا واجب است بدون اذن صاحبش تطهير نمايد يا نه مشكل است بلى اگر نجاستى باشد كه موجب هتك باشد بعيد نيست وجوب آن در صورتي كه استيذان از مالك ممكن نباشد ( مسألة 30 ) واجب است ازاله نجاست از چيزهاى خوردنى واز ظروف اكل وشرب هر گاه استعمال آن مستلزم شود نجاست مأكول ومشروب را ( مسألة 31 ) أحوط ترك انتفاع است به أعيان نجسه خصوصا ميته بلكه به أعيان متنجسه نيز هر گاه قبول تطهير نكند مگر آنچه جارى شده است سيره بر آن از انتفاع بعذرات وغير آن به جهت تسميد ومگر انتفاع به روغن متنجس به جهت سوزانيدن لكن أقوى جواز انتفاع است به جميع حتى ميته مطلقا در غير آنچه طهارت در آن